اطلاعیه شماره 5021/2 مورخ ۱۱ /۱۲ /۱۳۹۹ : آغاز ثبت نام دوره های آموزش پیشرفته بازار فارکس با حضور شرکت HELMEN آلمان

مرکز آموزش عالی سهامیر [ بورس و اوراق بهادار ]

موضوع : معامله گران موفق ایرانی در فارکس

تاریخ امروز: ۱۱ /۱۲ /۱۳۹۹
جلسه یازدهم هیئت مدیران مرکز آموزش عالی سهامیر
کسب رتبه یک آموزش حرفه ای از موسسه QWT اروپا
آغاز دوره های تخصصی بورس نیویورک
اعطای نماد کوانتو تحلیلی در جلسه معارفه SSE
سهامیر آموزشگاه سهامیر آکادمی سهامیر فارکس بورس کارگزاری بروکر اموزشگاه سهامیر مرکز سهامیر ثبت نام بورس ثبت نام فارکس بروکر فارکس بهترین اموزشگاه فارکس معامله گر موفق ایرانی

معامله گران موفق ایرانی در فارکس

مقدمه

بسیاری از معامله گران بورس و فارکس نام افراد غیر ایرانی موفق را در فارکس شنیده اند، اما در مورد ایرانیان موفق در این حوزه خبری نیست، در این قسمت از گزارش سهامیر قصد داریم به مصاحبه با 3 جوان موفق ایرانی در حوزه فارکس بپردازیم و با آنان در این زمینه مصاحبه ای داشته باشیم، با ما همراه باشید: 

سهامیر آموزشگاه سهامیر آکادمی سهامیر فارکس بورس کارگزاری بروکر اموزشگاه سهامیر مرکز سهامیر ثبت نام بورس ثبت نام فارکس بروکر فارکس بهترین اموزشگاه فارکس معامله گر موفق ایرانی

کامیار فراهانی

کامیار فراهانی

تازه واردان بازار سرمایه، هنگامی که می خواهند راه آموزش را در پیش گیرند و تحلیل تکنیکال را مبنای خود قرار دهند، اولین کتابی که به آن ها معرفی می شود، تحلیل تکنیکال جان مورفی است؛ اثری کلاسیک در عرصه تحلیل تکنیکال که مبنای مهم آموزه های تکنیکال است و در کنار نام جان مورفی، نام کامیار فراهانی هم می درخشد، مترجمی که با ترجمه خوبش، توانست دریچه دانش تحلیل تکنیکال را به روی سرمایه گذاران بازار سرمایه کشورمان بگشاید و این اثر مهم را به تکنیکالیست های ایران معرفی کند.

در گفتگویی طولانی با کامیار فراهانی فرد به گپ و گفتی خودمانی نشستیم و به بررسی وضعیت دانش تحلیل تکنیکال و بازار سرمایه در ایران پرداختیم علاوه بر این که گوشه هایی از تجربیات فراهانی در بازار فارکس راهم کاوش کردیم.

فعالیت در بورس را از چه زمانی شروع کردید؟

اگر منظورتان این است که اولین بار چه زمانی سهام خریدم ، سال 75 در پذیره نویسی توسعه صنعتی (وتوصا) و معادن روی (کروی) بود. من دبیرستانی بودم. البته پس از این خرید دیگر کاری به بازار نداشتم ولی این سهام را یک نوع دارایی می دانستم و پیگیر آن بودم.

اگر اشتباه نکنم توسعه صنعتی تا 10 سال همچنان 100 تومان معامله می شد. آن زمان اجازه نمی دادند قیمت سهام به کمتر از 100 تومان نزول پیدا کند در غیر این صورت احتمالا قیمت حتی به حدود 30 یا 40 تومان هم می رسید. 

اولین بار تبلیغات پذیره نویسی این سهم را در تلویزیون دیدم. من به علوم مالی علاقه داشتم. به یاد دارم که آن زمان در دوران دبیرستان کتاب پدر پولدار، پدر بی پول اثر رابرت کیوساکی را می خواندم. برای خودم هم جالب بود که چطور با دیدن یک تبلیغ جذب شدم. از دیدن تبلیغ ذوق زیادی داشتم.

چه زمانی با تابلو معاملات و نحوه خرید و فروش آشنا شدید؟

از جایی که من سهم توسعه صنعتی را خریده بودم قیمت آن را در روزنامه ها چک می کردم و علاوه بر آن شرکت های دیگری نیز وجود دارند که با پیشوند توسعه صنعتی و توسعه صنایع آغاز می شوند به عنوان مثال بهشهر، بنابراین قیمت های متفاوتی را در روزنامه می دیدم و تشخیص نمی دادم که سهم من کدام یک از آن هاست. 

شروع آشنایی من از سال 81 شروع شد. من هر روز فدراسیون شطرنج می رفتم و به همراه دو نفر از دوستانم شطرنج بازی می کردیم. آن ها در مورد سهام صحبت می کردند و اینکه چه سهمی خوب است و چه سهمی خوب نیست. به من هم پیشنهاد دادند که سهام بخرم اما من قبول نمی کردم. البته یکی از دلایل اصلی نخریدن این بود که پول نداشتم. اما بالاخره کد گرفتم.

اولین بارکه وارد تالار معاملات شدید وافراد حاضر در تالار را دیدید چه احساسی داشتید و فکر می کردید آن ها چه اشخاصی هستند؟

احساس غربت می کردم. احساس می کردم آن ها افرادی هستند که می دانند چه اتفاقی در حال وقوع است و من نمی دانستم چه اتفاقی می افتد. مانند این بود که یک فیلم به زبان چینی درمورد فرهنگ چین تماشا می کردم و فکر می کردم پیرمردی که پای تابلو نشسته مثلا استاد بورس است و چیزهایی می داند که من نمیدانم.

به یک نو آموز که می خواهد وارد بورس شود کدام را پیشنهاد میکنید: تحلیل تکنیکال یا فاندامنتال؟

مشکل اینجاست که در زمینه فاندامنتال کتاب جامعی سراغ ندارم که به آن نو آموز پیشنهاد بدهم. ولی می گویم اول فاندامنتال را یاد بگیرد زیرا باعث می شود دید بهتری نسبت به بازار داشته باشد و اصول مقدماتی بنیادی را صرف نظر از مدل تحلیلی اش هر کسی که می خواهد وارد بورس شود باید بداند.

بورس چه ویژگی خاصی دارد که درصد بسیار بالایی از افراد نمی توانند در آن موفق بشوند؟

ممکن است تعداد بازنده ها در بورس بیشتر باشند، اما به لحاظ حجم پول قطعا سنگینی وزنه به نفع برنده هاست. بعنوان مثال در سال 92 که بازار مثبت بود مسلما 95 درصد از کل پول بازار در سود قرار داشت. اما مشکلی که در مورد بازنده ها وجود دارد این است که بعنوان مثال چرا کسی که هنوز معنی eps و dps و p/e را نمی داند وارد بازار می شود و سهم می خرد؟

منظورتان این است که بهتر است افراد معمولی خرید و فروش سهام نکنند؟

نه اتفاقا اینکه افراد معمولی وارد بازار سرمایه شوند و خرید و فروش سهام کنند خیلی هم خوب است و ما هم باید به آن ها کمک کنیم.

ولی چرا ما به این افراد که برای بار اول وارد بورس می شوند به جای مشاوره خوب می گوییم یک سهم مبهم را بخرند؟ چیزی را پیشنهاد بدهیم که برایشان استرس کمتر و سود معقول تری بهمراه داشته باشد تا تشویق بشوند که این کار را ادامه دهند. اگر به کدهای تازه واردان نگاهی بیندازیم مشاهده میکنیم که همه انها در ابتدا جذب سهم های مبهم و پرریسک شده اند.

یعنی علت اینکه بسیاری از افراد در بورس، بر خلاف عرصه های دیگر، ضرر می کنند به ماهیت این شغل ارتباطی ندارد و بیشتر به دلیل کمبود دانش آنهاست؟

به ماهیت شغل هم ارتباط دارد که ریسک آن را افزایش می دهد.

چرا در بازار ما یک مرجع فاندامنتال خوب نیست. به عنوان مثال اگر بخواهیم یک کتاب خوب فاندامنتال بخریم باید چه بگوییم؟

فکر می کنم چون اساتید زیادی در این زمینه وجود دارد و هر شخص نظر خاص خود را دارد تا کنون این اتفاق نیفتاده که کسی کتابی بنویسد که تمام اساتید در مورد آن اتفاق نظر داشته باشند.

نگران نبودید که شاید از کتاب استقبال نشود؟

من همیشه همینطورم. دوستانم می گویند:  تو همیشه خودت را دست کم می گیری. ناخودآگاه مطلبی را می نویسم و دو ساعت به آن نگاه می اندازم و از دیگران هم نظر سنجی می کنم.

در مورد کتاب هم به همین شکل بود. با خود می گفتم چه کسی این کتاب را می خرد. فکر می کردم این کتاب مانند فرهنگ دهخدا کتابی باشد که شاید همه آن را نخوانند اما کتابی است که ماندگار خواهد بود.

پیش از نوشتن کتاب تان چطور با تحلیل تکنیکال آشنا شدید؟

این سوال مانند این است که بپرسند نام بارسلونا را اولین بار کجا شنیدید؟! این چیزی است که بوده و هست. تحلیل تکنیکال به صورت نظام مند وجود نداشت. اولین چیزی که از تکنیکال دیدم اندیکاتور مووینگ اوریج بود که در نرم افزار نوین وجود داشت.

آن زمان این نرم افزار تحت سیستم عامل داس بود و این اندیکاتور دقیقا میانگین 20 روز را حساب می کرد و از نوع میانگین ساده SMA هم بود. از جایی که من به ریاضیات علاقه زیادی دارم به دنبال این بودم که آیا می توان به این نرم افزار با دید ریاضی نگاه کرد؟ این باعث شد توجهم جلب شود و پس از آن بسیاری از فاکتورها که آن زمان وجود نداشت و نمیدیدم با دقت می دیدم. مثلا برای یک فایل در سایت پارس پرتفولیو گفته بودند ایمیلتان را بدهید تا فایل را برایتان ارسال کنیم و برای من RSI را فرستادند.

در این نرم افزار هر روز قیمتها را وارد می کردم و نرم افزار RSI را حساب می کرد. یعنی کاملا به صورت دستی بود و این دومین ابزاری بود که از تکنیکال شناختم. علاوه بر این من در سایت پارس پرتفولیو تحلیل می کردم و آقای مساح هم که چندین کتاب به چاپ رساندند در این سایت بودند و بسیاری از مواقع در مورد تکنیکال صحبت می کردند و این توجه من را جلب کرد. گویی هر فرد یک بخش از پازل را بر عهده داشت تا اینکه دوستانم کتاب جان مورفی را به من دادند. آن زمان اقای مساح هنوز کتابی ننوشته بود و بعد کتاب “الف تا ی” را نوشت.

شما تکنیکال را با فارکس آغاز کردید یا بورس؟

من بیشتر بورسی بودم. ولی در میان فارکس کارها بیشتر شناخته شدم زیرا یک سال در فارکس حضور فعال داشتم و فعالیت اجتماعی که در این یک سال با فارکس داشتم شاید معادل 14 سال بورس بود. برای همین است که فارکسی ها من را کاملا می شناسند.

رشته تحصیلی شما برق بود. چه ارتباطی بین بورس و مهندسی برق وجود دارد؟

اتفاقا به نظر من رابطه بورس با برق خیلی بیشتر از رابطه بورس و مدیریت مالی است، ولی بسیاری از مالی ها معتقد هستند که غیر مالی ها صرفا چارتیست هستند و میگویند این چارتیستها هستند که بورس را خراب کرده اند و معتقدند که صرفا افرادی که مالی خوانده اند ارزش واقعی سهم را می فهمند! اما به نظر من آنها اشتباه می کنند.

آیا ممکن است روزی تکنیکال از بازار حذف شود و همه بر اساس فاندامنتال خرید کنند؟

نه. اینطور نیست زیرا اگر امکان پذیر بود این کار انجام می شد. ما یک مشکل داریم. اول اینکه ما تکنیکالیست های نجیبی داریم و هیچ نیازی نمی بینیم که جواب منتقدان را بدهیم. دوم اینکه منتقدان ما تکنیکال را خوب نمی شناسند بنابراین نقدشان موثر واقع نمی شود.

اگر یکی از دوستانتان در محفلی از شما بپرسد که آیا تحلیل تکنیکال در ایران جواب می دهد یا نه چه پاسخی می دهید؟

می گویم صفر و یک نیست. یعنی به چند عامل بستگی دارد. ما معتقیدیم همه چیز در قیمت لحاظ شده پس هر مقدار حجم معاملات بیشتر باشد کارایی تکنیکال بیشتر خواهد شد و این باعث می شود چند تفکیک بوجود آید.

امکان دارد تحلیل تکنیکال در یک نماد پر حجم مانند بانک ملت بسیار بیشتر از یک نماد کم گردش و کم معامله با متوسط معاملات ماهانه 500 سهم در روز (مانند یک سهم دارویی) جواب بدهد. همچنین در مواقع مختلف امکان دارد تاثیر آن متفاوت باشد به عنوان مثال زمان هایی که حجم معاملات کل بازار پایین باشد کارایی تکنیکال نیز پایین می آید و بلعکس.

مضاف بر این بعضی چیزها که به اسم تکنیکال ارائه می شود اصلا تکنیکال نیست و بیشتر شبیه به یک نقاشی است! یعنی از هر 100 تحلیل شاید فقط 10 تحلیل باشند که اصول و قواعد تکنیکال را رعایت کرده باشند.

روند گسترش تحلیل تکنیکال در بین علاقمندان را چگونه ارزیابی میکنی ؟

در ایران اتفاقی که افتاده این است که هر کسی تحلیل تکنیکال انجام می دهد زیرا مباحث مقدماتی آن ساده است و بیشتر افراد را جذب می کند. البته اینکه افراد به هرحال یک استراتژی داشته باشند خوب است ولی از این نظر که ممکن است موضوعی ساده و حتی غلط آموزش داده شود خوب نیست. 

در هر صورت عده ای از افراد تحلیل تکنیکال را دوست دارند و به نظر من به جای اینکه سازمان بورس با آن مبارزه کند باید به تکمیل منابع تخصصی آن بپردازد.

 متاسفانه سازمان بورس با تحلیلگران تکنیکال به درستی و منصفانه برخورد نمی کند و آنها را حمایت نمی نماید. سازمان بورس قرار است داور بازی باشد و نمی تواند بگوید مثلا من سانتر از جناحین را دوست ندارم پس انجام ندهید!! یا به افرادی که سانتر از جناحین می کنند اخطار می دهم!!! داور باید بستر را فراهم کند.

مهم نیست به عنوان یک مدیرچه اعتقاد شخصی داریم. تحلیل تکنیکال قسمتی از دانش تحلیل بازارهای مالی است. تمام دنیا این موضوع را پذیرفته اند و ما هم باید دیر یا زود آن را بپذیریم. می توان کمک کرد بخش هایی که فکر می کنیم درست است بهتر رشد کند و نگاه ها عمیق تر شود.

تکنیکال در چند سال اخیر در ایران چه تغییراتی کرده ؟

به نظر من اشتباهی که تحلیلگران تکنیکال انجام می دهند این است که فکر می کنند باید یک موضوع پیچیده تری وجود داشته باشد. درواقع در حال پیچیده شدن هم هست در صورتی که مفاهیم بنیادی تر آن بسیار راحت تر است. 

به عنوان مثال شاید کارکرد خط مقاومت از ایچیموکو بیشتر باشد ولی مردم دوست دارند به دنبال چیزهای عجیب و غریب تر بروند. این که همه چیز را یاد بگیریم خوب است اما اینکه یک چیز را بهتر و کاملتر و عمیق تر یاد بگیریم خیلی بهتر است.

تحلیل تکنیکال در جهان اخیرا چه تغییراتی داشته است؟

به نظر من به شدت کندل استیک در جهان مطلوب می شود و مورد توجه قرار می گیرد. به وفور دیده می شود که تحلیل های جهانی به این سمت حرکت می کنند. بورس ما این مشکل را دارد که به دلیل برخی محدودیت ها ، کندل ها درست نیستند.

حتی در تحلیل های فاندامنتال دیده شده که پس از «دوجی» که زده شد یک سری اتفاقات رخ داده است. ترکیب این ها بسیار زیباست و اگر درگیری میان تکنیکال و فاندامنتال را کنار بگذاریم ترکیب بسیار خوبی خواهد شد.

به یاد دارم چند سال پیش درجایی نوشته بودید که: حجم معاملات را طوری تنظیم کنید که نه سودتان باعث خوشحالی بیش از حد شما بشود، و نه ضررهایتان شما را بیش از حد ناراحت نماید. آیا این خوشحالی ها و ناراحتی های بیش از حد دقیقا همان چیزی نیست که نهایتا باعث اعتیاد بسیاری از افراد به بورس می شود؟

ما در مباحث مربوط به روانشناسی بازار چیزی داریم بنام over trade یعنی یک تریدر نباید از یک مقطعی بیشتر معامله کند. معامله گری جزو مشاغل سخت در دنیا محسوب می شود و فقط در ایران مانند یکی از مشاغل تفریحی به آن نگاه میشود.

هنگامیکه یک تریدر بعنوان مثال 4 ماه پشت سر هم بطور مداوم معامله میکند، فارق از هر نتیجه ای، وارد مرحله over trade می شود و راندمان ذهنی و روحی او شدیدا کاهش خواهد یافت.

خصوصا در بازار فارکس، بانک هایی که معاملات بزرگ دارند تریدرها را از over trade محافظت می کنند. یعنی هر 4ماه یکبار به تریدرهای خودشان یک ماه استراحت می دهند و تریدرها تعهد می دهند تا یک ماه دست به معامله نزنند و در یک دوره استراحت یک ماهه صرفا به معاملاتشان فکر کنند و سپس با انرژی و توان مضاعفی مجددا به بازار بازگردند که متاسفانه این جریان در ایران به هیچ وجه رعایت نمی شود.

هنوز هم تدریس می کنید؟

نه؛ زمانی بود که تکنیکال تدریس می کردم اما الان آنقدر افراد پر انرژی تر و با انگیزه تر از من هستند که دیگر نیازی به حضور من نیست. 

شاید اگر زمانی لازم ببینم بخواهم دوباره تدریس کنم اما خوشبختانه الان چنین نیازی را نمیبینم. از نظر ریالی هم هیچ معنایی برایم ندارد و دلم نمی خواهد مانند برایان تریسی که برای یک کنفرانس 1000 دلار گرفت، رفتار کنم.

به نظر من این نوعی سوء استفاده از پست و مقام است.برای همین من در گذشته نیز برای کلاس هایم یک شهریه بسیار جزیی را، فقط برای اینکه هر کسی وارد نشود، میگرفتم و آن را هم صرف خرید کتاب و منابع آموزشی برای خودشان میکردم.

چه سالی تدریس می کردید و آیا کلاس های تان در شهرستان هم رایگان بود؟

سال 86-87. همدان ورودی کلاس من 5 هزار تومان برای شش جلسه بود و آن هم فقط برای اینکه هر کسی وارد نشود.

به نظر شما تدریس کردن و پول گرفتن کاری اخلاقی نیست؟

نه. منظورم این است که اگر روزی بخواهم تدریس کنم دلیل اصلی آن خدمت به جامعه است. الان ترجیح می دهم این انرژی را در جایی دیگر صرف کنم.

 بعد از کلاس معمولا دیگر انرژی نمی ماند بنابراین اگر این انرژی را صرف نوشتن کتاب فاندامنتال کنم خدمت بهتری نیست؟ اگر بحث بیزنس را کنار بگذاریم به نظر من اگر این انرژی را صرف فعالیت های اساسی تری کنم ارزشمند تر است.

به نظر شما آیا یک معامله گر موفق با یک تحلیلگر موفق تفاوت دارد؟

صد درصد متفاوت است. 90 درصد تحلیلگری، دانش است. 90 درصد معامله گری روانشناسی است. یعنی الزاما یک تحلیلگر خوب باید برای اینکه معامله گر خوبی باشد علاوه بر دانش، شجاعت و ریسک پذیری خوبی هم داشته باشد.

واقعیت این است که در بازار سهام استرس زیادی وجود دارد که این استرس دائمی است و قسمت هایی از مغز را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین نیاز به تمرکز بالایی داریم تا بتوانیم هم معامله گر خوبی باشیم و هم تحلیلگر خوب و احتیاج به تجربه و تمرین و بسیاری از تکنیک های روانشناسی داریم.

منظورتان این است که یک فرد می تواند تحلیلگر خوبی باشد ولی معامله گر خوبی نباشد و به عکس ؟

بله و متاسفانه برخی از افرادی که امروزه به عنوان تحلیلگر خوب شناخته می شوند در واقع تحلیلگر خوبی نیستند وصرفا یک معامله گر خوب هستند.

نظرتان در مورد آزمون های حرفه ای بورس چیست؟

به نظر من این اشتباه است که آزمون های بازار سرمایه را بر اساس محفوظات طراحی کنیم. من در هیچ کدام از این آزمون ها شرکت نکرده ام و نمی کنم.

اینکه هر کس حفظیات خوبی دارد بتواند مدرک بگیرد کار درستی نیست. باید شکل آزمون ها تغییر کند . این درست نیست که بگویند هر کس بهتر می تواند حفط کند اجازه دارد مدیر صندوق بشود و یک پرتفوی را مدیریت کند! باید بعنوان مثال یک دوره آزمایشی را فراهم نمایند تا صرفا اگر شخص بتواند پس از 6 ماه، بازدهی سبدشخصی اش بیشتر از بازدهی شاخص کل بازار باشد، سپس اجازه داشته باشد مدیریت یک صندوق را برعهده بگیرد و پول سایر مردم را نیز هدایت نماید. افرادی که می خواهند پول مردم را هدایت کنند باید قطعا چیزی ببیشتر از آزمون های حفظی سازمان بورس را بدانند.

به نظر شما مهم ترین خصلت افراد موفق در بورس چیست؟

انعطاف پذیری. انسان موفق در بورس باید بتواند در یک لحظه بگوید هر چه آنچه تاکنون انجام داده ام کاملا اشتباه بود و بلافاصله رویه خودش را عوض نماید و تصمیم جدیدی را برای خودش بگیرد. یک فرد موفق در بورس باید مطلقا تعصب بی جا نداشته باشد.

به نظر شما آقایان در بورس موفق تر هستند یا خانم ها؟

به نظرم آقایان موفق تر هستند. به شخصه به جز چند مورد خاص ، خانم موفق در بورس نمیشناسم. شاید درست این باشد که بگوییم خانم ها برای بورس خوب هستند اما به طور کلی شاید بورس جامعه مناسبی برای خانمها نباشد.

اگر روزی فرزندتان به شما بگوید می خواهد با بورس آشنا شود به او چه می گویید؟

آرزویم این است که این اتفاق بیفتد.

در بازار ما شاخص سازی انجام می شود؟

به نظرم بازار مانند یک روستا است که تمام اتفاقات در آن توسط شورای روستا رخ می دهد و این در حالی ست که شورای روستا صرفا یک شخص واحد و معین نیست. 

ممکن است ما روزی به خانه کدخدا برویم و در همان زمان در موضوعی که برای آن تصمیم می گیرند مشارکت کنیم. یعنی این طور نیست که بگوییم یک شخص در مورد بازار تصمیم می گیرد. جایی می رسد که هر کسی اعمال نظر می کند و شاخص سازی می شود البته نه به معنای ساخته شدن شاخص. زیرا اگر قرار بر شاخص سازی باشد به روش های بهتری امکان پذیر خواهد بود به عنوان مثال تمرکز بر روی یک سهم و افزایش شدید به جای دست کاری در شاخص. 

در واقع شاخص بیشتر نگه داشته می شود. مساله این نیست که شاخص بالا برود. هر فردی به نحوی تلاش می کند تا یک کار تیمی انجام شود تا شاخص افت نکند.

آیا بر روی سهم ها قیمت سازی انجام می شود؟

به نظر من روی سهم های کوچک بله، اما اول باید این سوال را بپرسیم که قیمت سازی خوب است یا بد؟ و اگر ارزش یک سهم 400 تومان باشد در حالیکه 100 تومان معامله می شود، در صورتی که قیمت سهم به 200 تومان افزایش یابد خوب است یا بد؟ اینجا ما ناراحت چه چیزی هستیم؟ ناراحتیم که آن ها سود کردند ؟ خیر ما ناراحت این هستیم که مبادا افرادی که به قیمت 200 تومان سهم را خریدند فروشنده بشوند و سهم سقوط کند و دچار زیان بشویم. 

این حالت مانند منطق فازی است. صفر و یک نیست. زمانی که ما سهمی را می خریم تقاضای ما در قیمت سهم اثر می گذارد. یعنی اگر 1000 سهم بخریم به اندازه 1000 سهم بر روی قیمت تاثیر گذار است. در این حالت دستکاری قیمت طبق تمام فرمول ها رخ داده است زیرا تعریف درستی از دستکاری قیمت نداریم و این موضوع سلیقه ای شده است. دستکاری قیمت با هر معامله ای رخ می دهد و هر تقاضایی که وارد می شود در قیمت تاثیر گذار است.

سهامیر آموزشگاه سهامیر آکادمی سهامیر فارکس بورس کارگزاری بروکر اموزشگاه سهامیر مرکز سهامیر ثبت نام بورس ثبت نام فارکس بروکر فارکس بهترین اموزشگاه فارکس معامله گر موفق ایرانی

امیر ناصر حجتی

امیر ناصر حجتی

امیر ناصر حجتی , جوان موفقی است که تحت عنوان یک معامله‌گر موفق اهل ایران در بورس کالای شیکاگو نتایج چشمگیری داشته و در دوران دو سال , یک حساب معاملاتی خود را پانزده برابر کرده . وی نتایج کاری خویش را مدیون شناخت روانشناسی بازار و تجارب حاصل از شکست‌های پی درپی در گذشته می داند. 

دراین باره و با موضوع موفقیت در بازار سرمایه , گفت‌وگویی با وی درباره روش معامله در بورس و امکان‌پذیری شناخت ریسک‌ها و سودها داشته‌ایم که در ادامه میخوانید . 

معامله در بورس را چگونه توصیف می‌کنید؟ آیا کار سختی است ؟

اگر روزی ۱۸ ساعت کار، استرس و بی‌خوابی را تحمل و بسیاری از تفریحات معمول زندگی را کنار بگذارید، می‌فهمید که رسیدن به سود در بازار بورس طعم تلخی دارد. برخلاف تصور عموم مردم، اینجا برای کسی فرش قرمز پهن نکرده‌اند و باید تلاش زیادی برای گرفتن نتیجه داشت.

دلیل موفق بودن خود را در بازار در چه می‌دانید؟ برای موفقیت در بورس باید چگونه کار کرد؟

این بازارها نسبت به کسانی که توهم دانستن آن را دارند، بسیار بی‌رحم عمل می‌کنند. داشتن انضباط سخت در کار و مدیریت ریسک می‌تواند به موفقیت فرد کمک کند. من این ایده اشتباه که باید همه تحلیل‌هایم درست باشد را در خودم از بین برده‌ام.

به نظر من موفق‌ترین معامله‌گران حداکثر ۳۰ درصد از پیش‌بینی‌هایشان درست است و در هفتاد درصد باقیمانده که اشتباه پیش‌بینی می‌کنند کمترین میزان ضرر را متحمل می‌شوند. 

عموم مردم و حتی حرفه‌ای‌های بازار، توانایی ذهنی پذیرفتن این مساله را ندارند. آنها به دنبال یک فرمول جادویی برای کسب بی‌وقفه پول هستند طبیعتا این تفکر جز شکست نتیجه‌یی برایشان ندارد.

پس توانایی ذهنی و کنترل احساسات در تحلیل بازار خیلی مهم است؟

دقیقا؛ در بازار هر چه بیشتر نظرات خود را مردود بدانید، موفق‌تر هستید. یعنی هر چیزی که حس خوبی به تحلیلگر داد، اشتباه است و بر عکس. توانایی کنترل احساسات و داشتن صبر، داشتن یک استراتژی دارای بازده بیشتر از ریسک و همچنین تحمل شکست‌های پشت سر هم اما کوچک، قابلیت‌هایی هستند که رسیدن به آنها زمان زیادی می‌برد. اگر غیر از این بود همه در این بازارها موفق بودند.

اقتصاددان‌ها نوسانات بازارهای مالی را تصادفی می‌دانند؛ چطور می‌توان با مفروض دانستن چنین نظراتی از بازار کسب سود کرد؟

از حرف تا عمل فاصله زیادی هست. دلیل آنکه افراد آکادمیک در دانشگاه تدریس می‌کنند و توانایی کسب سود مداوم از بازارهای مالی را ندارند، اعتقاد به این باورهای تئوریک است.

بازارها بر پایه رفتارهای جمعی انسان‌ها ساخته شده و چون رفتار انسان‌ها تصادفی نیست، بازارها هیچ‌وقت تصادفی نبوده و نخواهند بود.

الگوهایی وجود دارد که در بازارها مرتب تکرار می‌شود و کسانی هستند که به طور مداوم از طریق شناخت این الگوهای تکرارشونده کسب سود می‌کنند؛ این امر ناقض تئوری بازار کارا و تصادفی بودن است.

روش تحلیل شما در بازار چگونه است؟

من بر اساس تغییرات پدید آمده روی حجم معاملات، بازار را تحلیل می‌کنم. در هر معامله فقط یک درصد از کل دارایی را ریسک کرده و هیچ‌وقت، هدف قیمتی در معاملات تعیین نمی‌کنم بلکه صبر می‌کنم تا با واکنش بازار، نقطه خروج را به دست بیاورم. در کل، مدیریت ریسک، شناختن روانشناسی بازار و داشتن معاملات با ریسک کم و بازده بالا، مهم‌تر از نوع استراتژی معاملاتی است.

فعالیت در بورس در زندگی شما چه تاثیری داشته است ؟

صبر، تسلط بر احساسات و ناامید نشدن مهم‌ترین چیزی است که در این سال‌ها یاد گرفته‌ام. با وجود این باور عمومی که خوشبختی را تنها در انباشت پول می‌‌دانند، یک زندگی خیلی عادی دارم و و دلیلی هم بر تغییر آن نمی‌بینم. تنها امیدوارم بعد از رفع مشکلات انتقال و با کمک دوستان، بتوانیم مرکزی را برای حمایت از کودکان سرطانی تهیه کنیم.

چگونه می‌توان یک سرمایه را از طریق درست به مقادیر بیشتری تبدیل کرد؟

اگر روشی داشته باشید که مثلا بتوانید هفته‌ ای ۳ درصد سود کنید و به اصل و سود سرمایه هم دست نزنید و دوباره سود آن را هم به کار‌گیرید، با استفاده از سود مرکب، می‌توان به مبالغ بزرگ‌تری رسید.

در این میان باید این نکته را هم در نظر داشت که همه هفته‌ها سود ثابتی ندارند و حتی در بعضی هفته‌ها ضرر هم حاصل می‌شود. منتها برآیند سودها باید همیشه بیشتر از برآیند ضررها باشد.

توصیه شما به کسانی که به دنبال یک استراتژی معاملاتی هستند، چیست؟

روش و استراتژی معاملاتی کسی که بایستی با کاراکتر شخصیتی وی مطابقت داشته باشد. مثلا چنانچه کسی از روش‌های تعقیب فرایند استفاده میکند، بایستی آمادگی فرضی این مسائل را هم داشته باشد که از نصیب بیشتر سودهای خویش دست بکشد و صبر را یاد بگیرد; نیز حوصله برای دیدن موقعیت‌های نو و نیز صبر برای نگه داشتن موقعیت‌هایی که در سود می باشند . 

معامله‌گران تازه کار با گرفتن ضررهای بزرگ ورشکسته می شوند و معامله‌گران حرفه‌یی با صرف نظر از سودها و ضررهای جزیی، برنده میباشند.

به نظر اینجانب باید به جای بالا بردن تعداد پیش‌بینی‌های صحیح، از روشی استفاده فرمائید که بتوانید میزان سود حاصله از هر معامله را افزایش دهید و دوم این که به روشی که دارید متعهد بمانید .

سهامیر آموزشگاه سهامیر آکادمی سهامیر فارکس بورس کارگزاری بروکر اموزشگاه سهامیر مرکز سهامیر ثبت نام بورس ثبت نام فارکس بروکر فارکس بهترین اموزشگاه فارکس معامله گر موفق ایرانی

احمد غفاری

احمد غفاری

احتمالا همه اهالي بازار فارکس در ايران اسم شما را شنيده اند، اما فکر مي کنم بد نباشد دقيقا بدانند سيد احمد غفاری کيست؟

 بنده سيد احمد غفاری هستم و در شهريور سال 1357 در مشهد متولد شده ام. پس از طي هنرستان در رشته مکانيک خودرو از دانشگاه به سال 1379 در رشته مهندسي مکانيک گرايش سيالات فارغ التحصيل شدم. بلافاصله در ارتش جمهوري اسلامي ايران خدمت نظام خود را آغاز نموده و در سال 1381 به پايان رساندم و هم اکنون حدود 6 سال از ازدواج ينده گذشته و فرزندي نيز ندارم.

چطور شد که در فارکس به فعاليت پرداختيد؟

بنده در حدود سال 1377 و در خلال سنوات دانشگاه با بازار بورس تهران آشنا شده و پس ار مدت کوتاهي نيز از طريق اينترنت با بازارهاي مالي بين الملي آشنا شدم. پس از حدود دو سال مطالعه و تحقيق که به آشنايي با ديگر عزيزان خبره و فعال کشورمان در آن دوره ( همچون آقايان مسعود محمدي ، نوري و ماجد و معامله گران مطرحي همچون آقاي علوي از مشهد …) و کسب تجربه از آنان منجر شد، بلافاصله با پايان خدمت سربازي براي کسب تجربه بيشتردر اين زمينه به ديگر کشورها شامل لبنان (بيروت)، ترکيه، امارات متحده عربي و انگلستان نقل مکان نموده و با استفاده از مراجع و منابع معتبر، تحليلگران کارکشته در اين زمينه به فعاليت علمي و عملي پرداختم و با مکانيسم کارگزاري، تحليل تکنيکال و فاندامنتال و مديريت ريسک و پول تا حد قابل قبولي آشنا گشتم.

فعاليت حرفه اي شما در طول اين سال ها به چه صورت بوده؟

در سال 1382 بنده به عنوان تحليل گر بازارهاي مالي در شرکتي مالي وابسته به بانک مرکزي لبنان، بکار مشغول شدم.

پس از حدودا يکسال و نيم فعاليت در سال 2005 بعنوان تحليلگر بازارهاي مالي (Market Analyst) بدنبال دعوت يک شرکت تحقيقاتي و مديريت سرمايه در سيدني استراليا به اين کشور نقل مکان نموده و تا اوايل تابستان 2008 به فعاليت خود در استراليا و امريکا ادامه دادم. 

عمده فعاليتها در طي اقامت بنده درطي اين دوره و در کشورهاي استراليا و آمريکا تحليل تکنيکال و فاندامنتال بازارهاي مالي استراليا، کالا، ارز سهام و بعضا ديگر ابزارهاي مالي نوين، شرکت در برخي سمينارها و کنفرانسهاي مرتبط با بازارهاي مالي بعنوان سخنران و بعضا تنها شرکت کننده، ارائه Advisory Services به تعدادي از سرمايه گذاران شخصي، انجام معاملات شخصي و برگزاري دوره هاي عمدتا خصوصي براي برخي از علاقمندان و معامله گران از سيدني استراليا و نيويورک گرفته تا اندونري، مالزي، هنگ کنگ، لندن و حتي دبي، بوده است.

فکر مي کنم همه اشخاصي که در فارکس فعاليت دارند به نوعي و حداقل تا مقطعي از فعاليت حرفه اي شان ، با خانواده شان بر سر نوع شغل شان به مشکل برخورده باشند، حتي وقتي پاي درد دل اشخاص حرفه اي هم مي نشينيم از نارضايتي همسر، پدر ، مادر و حتي فرزندشان نسبت به شغلشان شکايت دارند و عمدتا هم اين نارضايتي ها پيرامون مسائلي چون تفاوت روزهاي تعطيل و ناشناخته بودن موضوع فعاليت براي نسل هاي گذشته باز مي گردد. شما چطور، آيا چنين مشکلاتي داشته ايد؟

مي شود گفت بله البته نه از طرف پدر و مادر بلکه اين مسئله پس از ازدواج تا حدي خودنمايي کرد. البته بيشترين مشکل مربوط به سفرهاي خارجي پي در پي و گاها غيبتهاي نسبتا طولاني بنده بوده و ميباشد. موضوع شناخت پيدا کردن خانواده از اين بخش خاص از اقتصاد مسئله بزرگي نبوده و به سرعت حل شد.

معاملات فارکس همراه با ريسک و به تبع آن استرس همراه هستند ، اما يک استرس و فشار عصبي مجزايي هم دقيقا همين مسائل جانبي به معامله گران وارد مي کند ، بعنوان مدرسي که با معامله گران و دانشجويان زيادي از سراسر دنيا مواجه بوده ايد ، چه راه حلي را براي اين عوامل جانبي مناسب مي دانيد ؟

بدون شک، حرفه هاي خاص مشکلات خاص خود را نيز دارند. استرس و فشار عصبي نيز عکس العمل کاملا طبيعي بدن در مقابل نگراني هاست و بنظر مي رسد يکي از راههاي مواجهه با آن اعمال کنترل بر عوامل بوجود آورنده آن مي باشد.

بطور مثال شخص تازه کاري که قصد انجام معامله در بازارهاي مالي را دارد اما درآمد جانبي يا اصلي ثابتي براي پوشش هزينه هاي روزمره زندگي خود يا خانواده خود را ندارد قطعا استرس و فشار زيادي را بهنگام انجام معاملات متحمل خواهد شد که جز با ايجاد يک منبع درآمد تقريبا ثابت تا رسيدن به امنيت مالي حل نخواهد شد. يا کسي که داراي شخصيتي بسيار محافظه کار مي باشد يا اصطلاحا کارمند صفت مي باشد و زندگي آرامي را نيز جستجو مي کند اساسا مناسب اين حرفه نمي باشد و بهترين راه حل رفع استرس اين نوع اشخاص منصرف نمودن آنها از ادامه فعاليت در بازارهاي مالي خواهد بود.

مشکلاتي که از عدم شناخت خانواده از اين حرفه منجر مي شود را نيز مي توان با آسان نمودن فهم آن تا حدي حل نمود. بطور مثال براي اکثر افراد دستکم واژه هاي بازار بورس يا بازار سهام يا سهام شرکتها آشنا مي باشد و بسته به ميزان آشنايي افراد با اين اصطلاحات مي توان تا حدي ذهنيت افراد را نسبت به معامله گري در بازارهاي مالي روشنتر نمود.

هرچند بنظر بنده در صورت علاقه شديد و دارا بودن شرايط يک معامله گر، عدم درک ديگران از پيچيدگي حرفه شما دليل محکمي براي کنار گذاشتن آن نمي باشد.

تلقي شما از جذابيت بازار ايران چيست و چقدر فضاي پيشرفت براي آن مي بينيد؟ يعني فکر مي کنيد با لحاظ کليه شرايط موجود از قبيل جمعيت ايران ، درآمد سرانه ، سرانه پس انداز، تورم و شرايط خاص سياسي و بين المللي و…بازار ايران چقدر مي تواند گسترش يابد؟

بازار سرمايه ايران با توجه به پتانسيل هاي قابل توجه اقتصادي و سياسي مي تواند براحتي هم سطح کشورهاي مانند روسيه، اسپانيا و حتي بازارهايي مانند ايتاليا و فرانسه، توسعه يافته و فعاليت نمايد اما بازارهاي مالي پويا همانطور که پيشتر عرض کردم لوازم و شرايط بسياري را مي طلبد تا به سطحي از قدرت، مطلوبيت و شفافيت برسد که براي تمام بخشهاي جامعه و حتي خارج جامعه (غير ايرانيان) جذاب گردد. 

بطور کلي بازارهاي سرمايه هر کشور را مي توان تا حد زيادي آينه و انعکاسي از وضعيت اقتصاد آن کشور دانست، بنابرين اميدوارم دولتمردان و سياستگذاران کشور عزيزمان بتوانند ساختار اقتصادي کشور را بهبود بخشند.

در اينصورت بازارهاي مالي بين المللي و معامله گران ايراني آن در داخل کشور نيز از اين فرآيند بي بهره نخواهند بود و بدون شک قوانين مناسب و محکم در کنار فرهنگ سازي و آموزش مناسب در ايران راه توسعه هر چه بيشتر اين بخش را هموار خواهند نمود.

ارزيابي شما از آينده بروکرهاي خارجي در ايران چيست؟ 

معامله گران ايراني بايستي به اين نکته توجه کنند که يک معامله گر حرفه اي و کاربلد براي موفقيت آنچنان نيازي به سرويس افتتاح حساب فوق سريع و يا واريز و برداشت لحظه اي ندارد و آيتمهاي گوناگوني براي انتخاب يک بروکر مناسب وجود دارد. در صورتی که به این موارد توجه کند می تواند در بازار فارکس موفق عمل کند.

آموزش اکتسابي يا تجربه فردي، کدام يک تاثير بيشتري در موفقيت يک معامله گر دارند؟ و ارزيابي شخصي شما از سطح آموزشي فارکس در ايران، با توجه به کتاب ها، جزوات و دوره هايي که ارائه مي شود، چيست؟

هر دو اين عوامل لازمه موفقيت مي باشند اما بنظر شخصي بنده شايد بتوان گفت آموزش اکتسابي تنها 30 يا 40 درصد از مواد و مهارتهاي لازمه را به معامله گر مي دهد و مابقي را که بسيار با اهميت نيز مي باشد معامله گر بايستي شخصا سازماندهي و بدست آورد. 

مهارت معامله گري در اين نوع بازارها را نمي توان با يادگيري بطور مثال يک نرم افزار کامپيوتري مقايسه نمود چرا که اصولا بازار رفتاري صددرصد قابل پيش بيني ندارد و تنها مي توان با استفاده از تکنيکها و تئوريهاي موجود تلاش نمود نزديکترين و محتمل ترين احتمال را مبناي انجام معاملات خود قرار داد. تجربه فردي و مشاوره با حرفه اي ترها در صورت وجود دقت و نظم به معامله گر مي آموزد که کمترين خطا را در بهره گيري از تکنيکها و تئوريهاي تحليلي داشته باشد.

به نظر شما به لحاظ تاثير گذاري بر بازار فارکس، رتبه بندي کشورها چگونه است ؟ آيا تاثير گذاري چين براقتصاد جهاني آنقدر بالا رفته است که اخبار اقتصادي چين بنا به تاثير متقابلي که بر کشورهايي مثل آمريکا، اروپا و انگلستان و… دارد ، مورد توجه معامله گران دلار ، يورو ، پوند و حتي ين قرار گيرد؟

بسيار واضح است که ايالات متحده و اتحاديه اروپا دو پايه اصلي اقتصاد دنيا و بالتبع بازارهاي مالي از جمله فورکس بوده و ميزان تاثير گذاري آنها نيز بر کسي پوشيده نيست. 

البته بريتانيا و ژاپن نيز با توجه به حجم معاملات بالاي ارز و کالا در آن ها نقش خود را دراين بخشها بازي مي کنند. در مورد تاثير گذاري اخبار اقتصادي کشوري همچون چين بر بازارها و مخصوصا ارزهاي خارجي مطرح نيز بايد به دو جنبه توجه نمود.

 ابتدا اينکه بنظر مي رسد معامله گران کوتاه مدت جدا از آنکه يک رويداد اقتصادي تا چه حد بر واقع اقتصاد دنيا يا يک ارز يا محصول مالي بخصوص تاثير مي گذارد بيشتر به دنبال نشانه اي يا بهتر بگوييم بهانه اي براي تاييد ذهنيت خود از وضعيت بازار مي گردند.

به همين علت است که بازارها يا بهتر بگوييم، معامله گران، با انتشار خبر منفي نچندان مهمي در مقياس اقتصاد کلان که مي تواند تنها ناشي از يک شرايط موقت در يک بخش از اقتصاد باشد، بسرعت و بشدت عکس العمل نشان داده و اگر دچار ترس هستند آنرا با عکس العمل ناگهاني تشديد مي کنند حال آنکه ممکن است بطور مثال در ماه آينده همان شاخص اقتصادي عملکردي بسيار مثبت را نشان دهد.

 بنابرين تاثير فوري و شديد شاخصهاي اقتصادي کشوري مانند چين بر بازارهاي بين المللي بيشتر به اراده معامله گران و رسانه ها بستگي دارد تا تاثير واقعي اقتصادي هر شاخص. از ديدي ديگر تاثير اقتصادي چين بر نرخ برابري ارزهايي همچون دلار امريکا، دلار هنگ کنگ، ين ژاپن و حتي يورو با توجه به اينکه تبادلات بالاي تجاري با اين کشورها برقرار نموده، مطمئنا هم اکنون نيز قابل توجه مي باشد که کاملا نيز طبيعي مي باشد اما بازارهاي دنيا هم اکنون بيش از آنکه به اعداد و ارقام تورم و يا نرخ بهره چين و يا نرخ برابري يوان حساس باشند، به تاثيرات کلان و ريشه اي رشد شديد اقتصادي اين کشور و تاثيرات مثبت و منفي آن بر غولهاي اقتصادي کلاسيکي همچون ايالات متحده، اروپا و ژاپن حساسند.

همه از تاثير رشد اقتصادي سريع و به تبع آن افزايش ناگهاني تقاضا براي مواد اوليه و انرژي در چين و تاثير ناگهاني و پايدار آن بر بازار انرژي و کالاهايي همچون محصولات فلزي و مواد اوليه آگاهند که براي مجموع اقتصاد دنيا خبري تقريبا ناخوشايند مي باشد.

 يا از سوي ديگر تاثير نيروي کار ارزان بر قدرت رقابت شرکت هاي ديگر کشورهاي دنيا که هم اکنون به کابوسي براي برخي شرکتها اروپايي و امريکايي تبديل شده و برخي ديگر را مجبور به انتقال خطوط توليد يا خدمات خود به کشورهاي ارزانتري از جمله خود چين نموده است. البته نظر شخصي خود بنده اينست که در آينده نه چندان دور شاهد حساسيت معامله گران به شاخصهاي اقتصادي چين نيز خواهيم بود.

کاربرد تئوري هايي که از رياضيات و فيزيک الهام گرفته مي شوند و براي ارزيابي و پيش بيني در اقتصاد و بازارهاي مالي بکار گرفته مي شوند را در خصوص بازار ارز چطور مي بينيد؟ با توجه به تحصيلاتتان آيا تاکنون سعي در پياده سازي الگوهاي مشابه براي توضيح رفتار قيمت داشته ايد؟

بازارهاي مالي با وجود آنکه صددرصد قابل پيش بيني نيست اما برخي رفتارها و الگوها را تکرار مي کند. اين خصيصه به معامله گران اجازه مي دهد تا با بکارگيري الگوريتمها و هوش مصنوعي تا حد امکان احتمال شناسايي الگوهاي تکراري را افزايش دهند. 

امروزه روشها و تکنيک هاي موسوم به کوانتيتيو آنالايزز در بسياري از بانکها و گروه هاي سرمايه گذاري بزرگ دنيا مورد استفاده مي باشد بنابرين نمي توان کارايي آنها را زير سوال برد. هر چند بنده با توجه به عدم علاقه به رياضي تاکنون تلاشي در اين رابطه انجام نداده ام و به روشهاي رايج در اين زمينه اکتفا مي کنم.

سهامیر آموزشگاه سهامیر آکادمی سهامیر فارکس بورس کارگزاری بروکر اموزشگاه سهامیر مرکز سهامیر ثبت نام بورس ثبت نام فارکس بروکر فارکس بهترین اموزشگاه فارکس معامله گر موفق ایرانی

نتیجه گیری

نتیجه گیری

در پایان می توان اینگونه بیان کرد که که بدون پشتکار مناسب، ایمان نا محدود به خود، دانش اختصاصی و زمان، حرفه ای شدن غیر ممکن می باشد. اگر هدف مشخصی برای خود دارید و برای آن تلاش می کنید، قطعا نتیجه خواهید گرفت

چه کسی می داند، شاید در حال حاظر یک ستاره جدید در حال روشن شدن در آسمان بوده و ما از آن چیزی نمی دانیم و او در حال خواندن این گزارش است. شاید این ستاره در حال حاضر اولین گام های خود را برای موفقیت برداشته است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code